تبليغاتX
(پرانتز بسته)
سیاسی اجتماعی فرهنگی ادبی
 دانشجو یعنی چه؟؟؟
سلام ببخشید خیلی وقته آپ نکردم

اصلا باید بگم نوشتن توی وبلاگم یادم رفته بود

خوب زیاد مقدمه چینی نمی کنم

می خوام ببینم دانشجو یعنی چی؟

می خوام بدونم حدود اختیاراتش چقدره؟

می خوام بدونم چقدر می تونه در مورد تفکراتش با دیگران صحبت کنه یا با مخالفاش جدل کنه؟

می خوام بدونم چرا در هر شرایطی داد می زنه آزادی؟

می خوام بدونم چقدر توی جامعه تاثیر گذارن؟ 

می خوام بدونم واقعا قراره آینده ساز مملکت باشن؟

خیلی چیزای دیگه هم می خوام بدونم ولی نمی دونم چرا نمی تونم....

والا من که توی مدت دانشجویی واقعیت این چیزایی که می خواستم بدونم رو متوجه نشدم!!!!

شما می تونین کمک کنین با نظراتون....

واقعا می تونین جواب بدین؟؟؟؟؟؟؟

در ضمن ببخشید یادم رفت، روز دانشجو رو به همه دوستان دانشجوم تبریک می گم

|+| نوشته شده توسط فردوسي در دوشنبه شانزدهم آذر 1388  |
 بغض شکسته
بغضی دوباره در تن من جان گرفته است
 این جمعه هم بدون تو پایان گرفته است
 
تو نیستی و حس قریبی دل مرا
 مثل غروب های زمستان گرفته است
 
تونیستی و از غم این قصه سالهاست
 پشت سکوت پنجره باران گرفته است
 
تعبیر خواب های دل آشفته غزل
 امشب بیا که قافیه پایان گرفته است
 
امشب بیا و در دل شعرم ظهور کن
 بی تو عجیب حالو هوامان گرفته است
|+| نوشته شده توسط فردوسي در چهارشنبه هشتم مهر 1388  |
 چند تا عکس با مرد 18/2 متری NBA

احتمالا حامد حدادی رو می شناسین، بسکتبالیست ۲ متر و ۱۸ سانتی متری تیم ملی بسکتبال کشورمان و ممفیس گریزلیز آمریکا. اتفاقا آخرین بازی های حامد حدادی رو که توی تیم ملی در مسابقات قهرمانی آسیا دیدن؛ حامد و هم تیمی هاش" یعنی بر و بچ تیم ملی" هم ناکامی تیم ملی فوتبال در راهیابی به جام جهانی رو جبران کرد و با قهرمانی توی این مسابقات به جام جهانی ترکیه راه پیدا کردن و هم توی کشور چین با شکست تیم میزبان قهرمانی این مسابقات رو مال خودشون کردن.

یه موضوع جالب در مورد حدادی اینه که اون توی همه رده های سنی قهرمانی آسیا رو تجربه کرده ولی تا وقتی که توی لیگ ایران بازی می کرد " یعنی قبل از رفتن به ممفیس" هیچ وقت قهرمانی لیگ ایران رو تجربه نکرد.

راستی برای  افزایش اطلاعات عمومی تون اینو می گم حامد متولد ۱۳۶۴ توی اهوازه و شماره پاشم ماشاالله هزار ماشاالله ۵۳ هستن ایشون!!!! خودش می گفت زمانی که بسکتبال رو شروع کرده تا ۶ ماه کفش اندازه پاش پیدا نمی شده و با پای لخت تمرین می کرده!!! تا اینکه عمو جونش از آلمان یه جفت کفش سفارشی بسکتبال براش می فرسته.

در هر حال امروز حامد حدادی مهمون ما بود و ما هم توی این فرصت چند تا عکس با این آسمون خراش ایرانی گرفتیم.

 

|+| نوشته شده توسط فردوسي در دوشنبه دوم شهریور 1388  |
 یک تنفیذ، یک تحلیف و دیگر هیچ...
نوشته های این پست رو بدون هیچ دلیل خاصی حذف می کنم و شما فقط می تونید عکسای تنفیذ رو نگاه کنید و منتظر عکسای تحلیفی باشین که فردا چهارشنبه در مجلس برگزار می شه و توی پست بعدی براتون می ذارمشون. البته اگه دلتون خواست می تونین تصویر تنفیذ سال ۸۴ و ۸۸ رو ببینید.

|+| نوشته شده توسط فردوسي در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388  |
 با او خداحافظی کردیم؛اما راهش ادامه دارد
امروز روز سختی برای جمع کثیری از جامعه مطبوعاتی به خصوص همکارانمان در خبرگزاری مهر بود، روزی که همه در فراغ دوستی مهربان و همیشه خنده بر لب گریستند و عکسش را قاب خاطره ها ثبت کردند؛ امروز ما با مجتبی تکین خداحافظی کردیم!

اگرچه غم رحلتت آنقدر جانگداز بود که دستم هرگز یاری نوشتن نمی داد و ذهنم همراهی ام نمی کرد، اما تنها خواستم بگویم که هر دوستی به لسانی و هر سازمانی به بیانی رفتن جانکاه همکاری مهربان و هنرمندی خلاق که الحق به درستی ادب، متانت و درستی را سرلوحه کارش قرار داده بود را تسلیت گفتند و حتی به مقدار کوچکی هم که شده خود را در غم فراغ تو شریک دانستند و چه اشک هایی که امروز برای تو، همسرت و شکیلای کوچکت که نریختند.

صد افسوس که انسانها بعد از جدایی به یاد هم می افتند و قدر عزیزی را می دانند...

امروز همه آمده بودند تا با تو خداحافظی کنند، هر طرف که نگاه می کردی یا همکاران عکاست خاطرات لحظه آخر خداحافظی با تو را ثبت می کردند و یا گوشه ای از آرامگاه ابدی تو اشک غم در ماتمت می ریختند و صد البته که خانوده ات بیش از دیگران سینه شان سوخته غم دوری و رفتن تو بود.

آقای تکین... چند سالیست که می شناسمت و هر چه از تو دیده ام آرامی، سکوت، مهربانی و خنده بود، البته لبخند هایی که تنها بر لبت می نشست و فکر می کنم غیر از دختر کوچکت که هم اکنون در کنار تو و مادرش آرام گرفته؛ هیچکس دیگر صدای خنده ات را نشنیده است.

از بچه های عکس هم که بپرسی فکر نمی کنم تاکنون صدای خنده ات را شنیده باشند؛ اما باید اعتراف کنم که چه قبل از رفتنت و چه حالا که در بین ما نیستی. از هیچ کدام از بچه های نشنیده بودم که از تو گلایه داشته باشند. حیف که دیگر نیستی وگرنه به گواه این حرفم با همه بچه هایی که تاکنون در مهر کار کرده اند، روبرویت می کردم. به قول یکی از بچه های گروه عکس: "تو تنها دبیری بودی که هیچگاه ناراحت نشدی، هیچ وقت داد نزدی و دعوا نکردی و همیشه حق بچه های عکس رو می گرفتی، اگرچه اکثر اوقات حق خودت ضایع می شد."

بعد از سالها که عکس های زیادی رو منتشر کردی امروز عکس خداحافظی خودت منتشر شد؛ ای کاش هیچ وقت به این مسافرت نمی رفتی، ای کاش.....

|+| نوشته شده توسط فردوسي در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388  |
 فقط باید دعا کنیم
"نه نای ماندنم هست و نه پای رفتنم"

فقط باید بگویم جای باورها و اعتقاداتم درد گرفته است.

از چه و از کجا باید نوشت؛ بهتر است در این شرایط سکوت پیشه کنیم و دست بر درگاه حق دراز کنیم و طلب حق نماییم. 

البته شاید خود مردم بهترین قضات باشند، همه داشته های ما از مردم است و به عنوان ولی نعمتانمان تعیین کننده ترین قشر.

بگذریم، از اینکه توی مدت این انتخابات نرسیدم آپ کنم از همه عذر می خوام، خیلی درگیر انتخابات بودم تا حدی که کمتر زمانی می شد توی تهران باشیم، شده بودم مارکو پلو و هر روز این بر و اون بر بودم. حالا بعد از اتمام انتخابات فرصت بیشتری وجود داره تا بازم با همه دوستای خوبم توی فضای مجازی حرف بزنم.

به امید روزای بهتر

|+| نوشته شده توسط فردوسي در شنبه ششم تیر 1388  |
 میر حسین موسوی بعد از 20 سال با شمایل جدید

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی

قطعا این روزها دیگر باید همه شما این مرد را بشناسید، میرحسین موسوی، نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس که البته نزد مردم با نام کوچکش یعنی میرحسین شناخته می شود.

او سفرهای انتخاباتی اش را دو هفته ای است که آغاز کرده؛ ابتدا شاید اقبال به میرحسین از سوی عده ای کم تلقی می شد و خاتمی را رقیب اصلی کاندیدای اصولگرایان می دانستند، اما ورود میرحسین که به گفته خودش، " اصلاح طلبی است که همواره به اصول مراجعه می کند" مرز بندی های اصولگرایی و اصلاح طلبی را به هم ریخته " موضوعی که خود او هم بر آن با تاکید بر اینکه ضرورت امروز کشور، نیازمند چنین شرایطی است، بر آن تاکید دارد. این روزها رفته رفته استقبال مردم از میرحسین بیشتر می شود، البته من آنچه را در سفرهای میرحسین به چشم خود دیده ام برایتان نقل می کنم. شاید هم به قول دوستی که معتقد است مردم برای دیدار با هر مسئولی در هر تجمعی شرکت می کنند، این استقبال ها از همه مسئولان چنین معنایی را بدهد.

میرحسین موسوی

در هر حال من فکر می کنم انتخابات ریاست جمهوری دهم پیچیده ترین انتخاباتی باشد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در کشورمان برگزار خواهد شد، شما چه فکر می کنید؟ اصلا برای اینکه از یک جامعه آماری کوچک در وبلاگ خود یک نتیجه گیری کنم، از شما دوستان می خواهم از بین کاندیداهایی که معرفی می کنم، یک نفر را به عنوان رئیس جمهور آینده کشورمان انتخاب کنید.

۱- میرحسین موسوی  ۲- محمود احمدی نژاد  ۳- محسن رضایی  ۴- مهدی کروبی 

راستی یک توضیح کوتاه: عکس هایی که ملاحظه می کنید رو خودم در سفری که به همراه میرحسین به خوزستان رفته بودیم گرفتم.

|+| نوشته شده توسط فردوسي در شنبه پنجم اردیبهشت 1388  |
 تاریخچه نوروز در ایران باستان
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.در کشورهای ایران و افغانستان که گاهشمار هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، گاهشمار میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.


واژهٔ نوروز
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.

واژه نوروز در الفبای لاتین
در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می رود.

تاریخچه
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد وکهن ‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.

|+| نوشته شده توسط فردوسي در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387  |
 شغل دوم برخی افراد شناخته شده به روایت سایت ها

1- محمدرضا گلزار : کلوب زیبایی

2- بهرام رادان : کافی شاپ

3- پرویز پرستویی : کارمند دادگستری (قبلاً)

4- پژمان بازغی : فروش اقساطی خودرو

5- رضا صادقی : کافی شاپ

6- علی لهراسبی : تبلیغات

7- تهمینه میلانی : معماری داخلی

8- قاسم افشار : آهن فروشی

9- رضا کیانیان : مجسمه سازی

10-حسین زمان : استاد دانشگاه

11- یوسف تیموری : فروشگاه لوستر فروشی

12- مهتاب کرامتی : مزون لباس

13- محمد سلوکی : پیک موتوری و نمایندگی پارس

14- نیما مسیحا : کارخانه تولید واکس

15- فتحعلی اویسی : کارمند شبکه اول سیما (قبلاً)

16- لیلا حاتمی : کافی شاپ

17- محمود شهریاری : فروش اشیاء عتیقه (قبلاً)

18- بهنوش بختیاری : منشی صحنه

19- ساعد هدایتی : کارمند بیمارستان

20- رضا رشیدپور : محاسبات ساختمانی

21- امین تارخ : آموزشگاه بازیگری

22- سید محمد حسینی : معاملات املاک در امارات

23- بهرام شفیعی : ساخت و ساز

24- مریلا زارعی : تجارت

25- سیدجواد یحیوی: کشت گندم

26- علیرضا دبیر : فروشگاه شکلات

27- رامبد جوان : تبلیغات

28- مانی رهنما :- تدریس آواز و مربی دوچرخه سواری

29- مریم کاویانی : پرستار

30- نیکی کریمی : مترجم

31- شبنم قلی‌خانی : مدرس دانشگاه

32- مرتضی حیدری : سهامدار بانک

33-هرمز شجاعی مهر - سردبیر خانواده سبز

34- سیدمحمدرضا حسینیان : سردبیر زندگی ایده‌آل

35- لاله صبوری : مدیر رستوران (قبلاً)

36- حمید غلامعلی : کارمند بانک

37- رضا عطاران : آتلیه عکاسی

38- مجید اخشابی : استودیوی تولید موسیقی

39- مهرداد میناوند : معاملات املاک در امارات

40- بهاره رهنما : نویسنده

41- حسین رفیعی : آتلیه نقاشی

42- محمد نصرتی : فروشگاه لوازم صوتی و تصویری

43- پوریا پورسرخ : طراحی فضای سبز

44- شاهین آرین : تالار پذیرایی

45- سپند و کمند امیرسلیمانی : آتلیه عکاسی

46- حسن جوهرچی: تبلیغات

47- علی دهکردی : دفتر فیلمسازی

48- حمید استیلی : بوتیک

49- محمدرضا فروتن : دفتر طراحی داخلی

50- امیر تاجیک : مهندسی بدنه هواپیما (قبلاً)

51- سید جواد هاشمی : معلم

52- مریم امیرجلالی : حسابدار

53- کریم باقری : نمایشگاه اتومبیل

54- علی مصفا : کافی‌شاپ

55- مرجان شیرمحمدی : نویسنده

56- مسعود کیمیایی : مدرسه فیلمسازی

57- حمید خندان : کافی شاپ

58- داریوش مهرجویی : مترجم

59- علیرضا افتخاری : ساخت و ساز

60- اندیشه فولادوند : تجارت

61- خشایار اعتمادی : ساخت و ساز

62- نگار جواهریان : روزنامه‌نگار

63- لاله اسکندری : صنایع دستی

64- افشین یداللهی : روانپزشک

65- گلاب آدینه : کلاس بازیگری

66- محمد اصفهانی : ساخت و ساز

|+| نوشته شده توسط فردوسي در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387  |
 بدون شرح
|+| نوشته شده توسط فردوسي در چهارشنبه سی ام بهمن 1387  |
 
 
بالا