خوب دوباره هم طبق معمول سلام، اینبار قصد دارم به زبان رسمی یکی از معضل های اجتماعی را معرفی کنم، البته فقط به این خاطر که خواسته باشم تنوعی به نوشتن بدهم، برای یک دفعه هم که شده از عامیانه نوشتن خودداری می کنم.
ماجرای اجاره نشین ها حتی در قالب فیلم و سریال و داستان و هر شکل دیگری که بتوان برای آن تصور کرد، سخت به واقعیت نزدیک می شود، اگرچه ممکن است بخشی از واقعیت های اجاره نشینی در این اشکال برای مخاطب به تصویر کشیده شود؛ اما در مجموع بازهم جوابگو نیست. برای همین من قصد دارم تا با نوشتن بخشی از مشکلات مردم در این خصوص، گوشه ای از ماجراهای دردسر ساز اجاره نشینی را از طریق زبان بیان به تصویر بکشم. " تا اینجا که فکر می کنم به قول یکی از بچه ها خیلی مضحک بود، خیلی مضحک بود"
ماجرا از آنجایی شروع شد که بیش از یک ماه دیگر تا پایان قرارداد خانه ای که در آن زندگی می کنیم باقی نمانده است، " البته توی گیومه عرض کنم که این مشکل هر سال است؛ چون سطح توقعات انسان سال به سال بیشتر می شود" بنابراین به ناچار و به دلیل آنکه تمایلی برای تمدید قرارداد نداریم، دست به دامن بنگاه و روزنامه و دوستان شدیم برای پیدا کردن یک خانه حدود ۶۰ تا ۷۵ متری، حوالی شریعتی از معلم به بالا و یا سیدخندان و مجیدیه شمالی و کریم خان و طالقانی و حتی در بعضی موارد تا جنت آباد و شهرآرا...
تا اینجای داستان که خوب پیشرفت اما به موضوع مالی که رسید .....
" جمله خوب نمی توانم برایش پیدا کنم " چشمتان روز بد نبیند دوستان. این جملاتی که عرض می کنم خدمتتان شروع شد. " * پول پیش چقدر داری؟ * چقدر می تونی اجاره بدی؟ * مجردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا نمی شه آقا " نمی دانم هر کس بخواهد مجردی خانه بگیرد، جرم و جنایتی مرتکب شده است یا جزو آدمها بلانسبت دیگران به حساب نمی آید و یا یا یا .... الله و اعلم
سرتان را درد نیاورم. خلاصه، اجاره بالا، پول پیش زیاد، اگر هم با صاحب خانه باشی که دیگر خداوند متعال باید به فریادت برسد. البته یک نکته هم که در روزنامه ها آمده است و جدیدا هم فکر می کنم مد شده باشد، این است که می نویسند " ۷۰ متر دوخوابه، ۱۰م+۳۵۰ حتی به مجرد ".
فکر می کنم با این وضعیت باید خارج از ایران یک خانه ای حدود ۵۰ - ۶۰ متر برای خودمان اجاره کنیم. شاید اجاره ها پایین تر باشد، پول پیش کمتر و .... بماند.
|
+| نوشته شده توسط
مهدی در دوشنبه دهم خرداد 1389
|